مشکلات ساختاری انسان از چیست یا کیست؟

عده ای واحد سنجش پول را مسبب مشکلات انسان می دانند و آن را عاملی برای ایجاد مشکلات بشری می دانند. می گویند پول ملاک سنجش مناسبی برای کسب امکانات بیشتر نیست. اما خب سوالی که برای من پییش می آید این است که اگر الزامی به نام پول به این شکل است آیا در گذشته های دور که کالای کشاورزان با یکدیگر تبادل می شد پس چرا در آن جامعه ی اجتماعی هم مشکلات ساختاری مانند سرقت، قتل، غارت و موارد این چنینی حال کم یا بیشتر وجود داشت؟ آیا عاملی فرای ملاک های سنجش وجود دارد؟ راستش را بخواهید از دیدگاه من بله عامل دیگری در کار است. پول (به عنوان یک ارزش انتزاعی)، مبادله کالا به کالا و دیگر موارد به خودی خود مشکل آفرین نیستند. اصلا مشکل از عوامل خارجی نیست. مشکل دقیقا خود ما هستیم. انسان خود به دلیل غرایز درونی خود (ترس، قدرت طلبی) همیشه و در هر شرایطی ساختارها را به نفع خویش تغییر می دهد. انسان در عین پیچیدگی موجودی حریص و مفلوک است که با وجود اینکه به پایان خود آگاه است اما در جهت ارضای حس های درونی خود دست به هر کاری می زند و اگر هم بنا به دلایل گوناگون چنین اعمالی را انجام ندهد اما دست کم در ذهن خود پرورش دهنده مجموعه ای عظیم از باکتری های تعفن آور است که در صورت باز کردن درب آن تمام اطرافیان خود را از دست می دهد. همواره می کوشیم که اتاق های تاریک ذهنی خود را پنهان کنیم و عموما در این کار نیز موفق هستیم. دریچه ای رو به روشنایی نیست و همه ی ما در حال دویدن در پیست مسابقه ای هستیم که حتی در صورت جلو زدن از دیگران به پایانی تلخ گرفتار هستیم. آری ریشه ی تمام مشکلات دقیقا خود ما هستیم.

مهر ماه 1397 / مجتبی گل نوری

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s