دیگه می خواست خراب شه

یه دیوار آجری، ته این کوچه بن بست
کم شده دیگه طاقتش آخه فرسوده و خستس

 پُره تنش از خاطره، خط خطی های قدیمی
یه دنیا حرف از خوشی، از دوری و اسیری

تو نمیدونی، چی گذشت به دیوار
وقتی کوبید سرش رو به سینش، عاشق بیمار

از پی و بن، دیگه میخواست خراب شه
وقتی میسوخت صورتش، با مرگ هر ته سیگار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s