یک قدم نزدیک تر به مرگ

سال ها پیش حتی فکر به اینکه من روزی به 30 سالگی نزدیک میشم برام خیلی دور به نظر می رسید. حالا که 5 روز دیگه وارد 29 سالگی میشم حس و حال عجیبی ندارم. حتی شاید دوست داشتم شمع 30 سالگیم رو فوت کنم. سال سختی بود اما باز هم همراه بود با پیشرفت کاری، تخصصی و آروم کردن زندگی شخصی. همیشه برای آینده طرح و برنامه دقیقی داشتم اما با بیشتر شدن سن و شرایط زندگیم فهمیدم که فقط باید در مسیر درست حرکت کرد چون این مسیر سبز به هیچ عنوان قابل پیشبینی نیست. با سال 96 خداحافظی می کنم و وارد سال جدیدی میشم. سالی که میخوام در اون به اهداف قبل از مرگم وارد بشم. چه کسی می داند که در این مسیر چه اتفاقی رخ می دهد جز زمان. صحبت از رسیدن به آرامش در این جهان حرفی بیهوده ست اما پیدا کردن راهی برای در آرامش مردن، قابل دست یافتنه. باد ما را خواهد برد…

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: