خطوط نقش زندگی

photo_۲۰۱۷-۰۷-۲۷_۲۳-۳۱-۳۴

انگار جایی برای من و آدم هایی شبیه به من در این شهر وجود ندارد. نه مراسم هایش برایم قابل فهم است، نه نوع تفکراتشان. انگار از یک سیاره ی دیگر آمده ام. انگار هیچ وقت به اینجا تعلق خاطری نداشتم. تو گرما گرم این مراسمات محرم به خانه ی یک دوست رفتم، در حال خوردن نسکافه و شیرین عسل بودم که کامم تلخ شد. یکی دیگر از دوستانم نیز می خواهد مرا در این برزخ تنها بگذارد و برای همیشه از این جهنم فرار کند. ساعت ها با هم گپ زدیم، قهوه و نسکافه نوشیدیم. ساعت ها من را ملامت کرد که ماندنت در این کشور اشتباه است. ساعت ها و ساعت ها. میزان خستگی این روزهایم برای کسی قابل درک نیست. خستگی که شاید در ساعت 24 مقابل درب بسته یک فست فودی با چیز برگرهای خوشمزه اش در قالب یک عکس تصادفی غوطه ور باشد. فست فودی که دست کم به من یادآور شود که این مردم بیشتر از فرهنگ و حقیقت به دنبال خوردن چیزبرگر هستند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: