باران نخواهد بارید

ای کاش می دانستی تمام کوچه ها به انتهای خیابان هشتم وصل می شود. ای کاش می دانستی تمام حس هایی که تجربه می کنی نشات گرفته از یک برنامه نوشته شده هستند. ای کاش می دانستی هیچ چیز پایدار نیست و دل بستن به یک جهان نا پایدار همانند دل بستن به یک بستنی، زیر نور آفتاب در ساعت 5 عصر مرداد ماه است. ای کاش می دانستی که خطرناک ترین موجود زنده، بشر و خطرناک ترین شخص برای تو، خودت هستی. ای کاش می دانستی تمایل به بچه دار شدن، سکس، غذا و… چیزی جز یک برنامه شبیه سازی شده برای تحمل پذیر کردن این محیط نیست. ای کاش می دانستی که بلندترین فریاد سکوت است. ای کاش می توانستی فکر کنی و بی جهت به پدیده ها لبخند نزنی. ای کاش می توانستی درک کنی که ارزش آدم ها به نوع اندیشه ی آنها است.

ای کاش می دانستی که آسمانی که سالها به آن خیره شده ای و هر لحظه در انتظار بارش آن هستی هیچ وقت قصد باریدن نداشت. باران نخواهد بارید…

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: