شب بود.

آقای پیترسون مشغول زندگی خود است. آقای پیترسون غذا می خورد و به سر کار می رود. آقای پیترسون هر شب برنامه The Life is Funny را تماشا می کند، به همراه یک لیوان آب زرشک و یک کیک پای سیب. آقای پیترسون ناگهان در شب احساس درد می کند. آقای پیترسون به بیمارستان می رود. در تخت دراز کشیده بود با فکر به این موضوع که ممکن است بخاطر مرخصی بی اجازه اش، کارش را از دست دهد. دکتر؛ آقای پیترسون هر دو کلیه ی شما از کار افتاده است.

سقف بالایی خانه ی اِملی، کف پایینی خانه ی سارا بود. سارا که هر شب به حمام می رفت سقف اتاق آبی اِملی را نم بر می داشت. اِملی روی تخت دراز می کشید و چراغ ها را خاموش می کرد. اِملی در یک سکوت بی پایان به سقف نم کشیدی خود نگاه می کرد. او بارها و بارها سقف اتاق خود را به رنگ آسمان در آورده بود اما خب مشکل از سقف اتاق اِملی نبود؛ مشکل از کف پایینی خانه ی سارا بود. اکنون آسمان آبی اِملی را آب برداشته بود و اِملی تنها به آن نگاه می کرد. ابرهای خیالی سقف اتاق اِملی تبدیل به باران واقعی کف پایینی خانه ی سارا شده بودند. بارانی به گونه های اِملی نمی رسید اما اِملی گونه هایش خیس بود. آسمان این اتاق آبی هیچ وقت از باریدن دست بر نداشت.

جَک کارمند عادی بانک مجاور خیابان 22 غربی بود. جَک هر روز ساعت 7 صبح به محل کار می رفت و هر روز ساعت 4 بعداظهر به خانه باز می گشت. جَک این مسیر را برای سال ها تکرار کرده بود. در هوای بارانی، در زمستان، جَک هر روز ساعت 7 صبح به محل کار خود می رفت و هر روز ساعت 4 بعداظهر به خانه باز می گشت. جَک با همسایگان خود مهربان بود، جَک جشن تولد پیر زن واحد پایینی را با یک شاخه گل رُز تبریک گفت. جَک لباس همیشگی خود را پوشید و از چروک نبودن آن مثل همیشه اطمینان حاصل کرد. همان عطر همیشگی و همان کفش واکس زده ی براق. اما اینبار گویی یا دچار اضافه وزن شده بود و یا اینکه چیزی در زیر لباس هایش پوشیده بود. چیزی در زیر گل قرمز آویزان کرده در جیب کت خود. شب بود، انفجار مهیبی خیابان 22 غربی را لرزاند. اخبار شبانگاهی می گفت عامل انفجار خود را به تنهایی در بانک مجاور خیابان 22 غربی منفجر کرده بود.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: