Archive for ژانویه, 2017

Home

gladiator-wheat-field

منو از خودم رها کن، تا دوباره جون بگیرم
خسته ام از این عقل خسته، من می خوام جنون بگیرم…

نوشتن دیدگاه

الف

دلیل خلق این دنیای وارونه و بیگانه در معیار واقعی چه چیزی بود؟ از نگاه من همه چیز اشتباهی است. همه چیز ناعادلانه است. پس آنچنان هم آسمان این شهر ستودنی نیست. همه چیز بر اساس یک اتفاق همراه با غرایز بشری پیش می رود. همانند همان الاغ داخل طویله همه ی ما دست آویز غرایز خود هستیم و آن را با واژه های رویایی نقاشی می کنیم تا ظاهری بهتر به خود بگیرد اما پیش خود به حقیقت موضوع آگاه هستیم. بین خودمان بماند اما اگر تا ساعاتی بعد ماده ی غذایی به ما نرسد چه بسا نزدیکان خود را نیز همانند یک پروتئین انسانی ببینیم. بین خودمان بماند همه ی ما برای رسیدن به خواسته ها و غرایز خود حاضر به پل کردن دیگران هستیم. همه چیز غیر از اتفاق و غریزه غیر واقعی و ساخته ی ذهن انسان است. برای روشن شدن این موضوع و حقایق دیگر می توانیم منتظر شویم تا روزی که اتاق های تاریک ذهنی آشکار شود. روزی که کسی قادر به ادامه زندگی نخواهد بود. یک بهم ریختگی افسار گسیخته که مغز انسان توان تحمل آن را ندارد. حال شخص یا اشخاصی را تصور کنید که جهان پیرامون را به شکل حقیقی خود می بینند.

جان بری‌من/مجموعه شعر«77آواز رویایی»
ناپایداری احساسی موجب شد از روی پل واشنگتن اونیو پایین بپرد و به زندگی خود خاتمه دهد.

ریچارد براتیگان/«صید ماهی قزل‌آلا در آمریکا»
دچار افسردگی و اسکیزوفرنی بود. با شلیک گلوله به زندگی خود خاتمه داد.

ویرجینیا وولف/به سوی فانوس دریایی
خانم دالووی، با گذاشتن سنگ‌هایی در جیب کتش وارد رودخانه شد و به زندگی خود پایان داد.

ارنست همینگوی/«پیرمرد و دریا،زنگها برای که به صدا درمی‌آید»
با قرار دادن لوله تفنگ در دهانش به زندگی خود خاتمه داد.

نوشتن دیدگاه