Archive for فوریه, 2016

ماشینی با دکمه استارتر!

سوار بر ماشین و شاید هم ماشین سوار بر من، قبل از استارت آهنگ summer wine پخش می شود. گویی از الزامات حرکت این ماشین پخش چنین موزیک هایی قبل از استارت است. موزیک های آرام بخش و ریتمیک که عمق وجود من را برای ورود به جهنم آماده می کند. اکنون در حالی که دست سمت چپ در زیر چانه ام قرار گرفته است شروع به حرکت می کنم. از همان ابتدا به دلیل سهل انگاری های همسایه در پارک خودرو کمی به فکر فرو میروم؛ چطور ممکن است! در بین شلوغی های شهر خیابان ها را برای رسیدن به مقصد طی می کنم و به جهان پیرامون به شکل احمقانه ای نگاه می کنم. کودکی در آن نزدیکی در حال لیسیدن یک بستنی در هوای سرد است و چند خانم هم بدون توجه به خیابان در مسیر حرکت خودروها قدم می زنند و با بوق های ممتد هم دست از حرکت خود بر نمی دارند. گویی آنها در دنیاهای موازی در خیابان شانزلیزه همراه با کراش خود در حال معاشقه ای شاعرانه هستند. آهسته و پیوسته. با لبخندی از این چالش رد می شوم اما چالش بعدی کمی بزرگتر است. خودروی پرایدی بدون توجه به لاین خود مستقیم در حال عبور از من است. گیج می شوم. با خود می گویم یا من اشتباهی هستم یا اینجا. که همیشه جواب، من بود. هیچ چیز آنچنان که باید شاعرانه و دلنشین نبود. در سر از تفکر معماری MVC  لذت می بردم اما در دیدگان خود هرج و مرج را که خواسته ی جوکر بود نظاره گر بودم که به واقعیت پیوسته بود. سیستم فکری خط کشی شده من توان تحمل این محیط را نداشت و به صورت یک حلقه ی بی انتها از ماندن خود پشیمان بودم. در حال برگشت به خانه صدایی از ماشین شنیده نمی شد. موسیقی دل نشین lana del rey جای خود را به الفاظ رکیک پسر موتور سوار و بوق های ممتد خودروها داده بود. خشک و بدون استفاده از کاندم. سلام گرم یکی از اقوام را با لبخندی احمقانه پاسخ گفتم و پدال گاز را تا انتها فشار دادم. در مسیر برگشت کودکی در ماشین مجاور به من نگاه می کند و من هم به او. در حالی که نگاه ما به یکدیگر گره خورده بود از هم جدا شدیم. اکنون وارد خانه شدم. وارد دنیایی از کد و ایده. دنیایی بسیار دورتر از واقعیت های اطراف. دنیایی با مخلوطی از پارامترهای علمی که به اندازه ی پستانک آن کودک در چنین محیط هایی خریدار ندارد.

Comments (1)

ربات های خدمتکار؛ از تصور تا واقعیت

نزدیک به 5 سال دیگر وارد یک فروشگاه زنجیره ای می شوید و یا از طریق سایت دیجیکالا (..!) یک ربات خدمتکار سفارش می دهید و از طریق پهپاد آن را درب منزل دریافت می کنید. رباتی که با رنگ پرده خانه شما set باشد و بتواند نیازهای عمومی شما از قبیل: پخت و پز، تمیز کردن منزل، مراقبت از کودکان و محل سکونت، آب دادن به گیاهان و… را برای شما انجام دهد و در پایان شب با عبارت good night شما را رهسپار محل خواب کند. تمامی اینها خواسته ی بشر است. انسان به عنوان موجودی نیازمند همواره به دنبال قدرتی خستگی ناپذیر بوده است تا عموم و یا دست کم برخی از نیازهای خود را توسط آن هموار سازد. من در این مقاله کوتاه می خواهم نظر شخصی خود را در مورد آینده علم رباتیک با توجه به موضوع ربات های خدمتکار در قالب یک پست بیان کنم.

شما همانند مطالب بالا یک ربات خدمتکار سفارش می دهید اما ممکن است الزاما آن را درب منزل دریافت نکنید و یا حتی ممکن است شما با رباتی در قالب یک جسم فیزیکی مواجه نشوید. ممکن است آن ربات یک نرم افزار ویندوزی باشد در قالب صورت های گوناگون با صداهای مختلف و دلنشین. اما خب بهتر است به سمت موضوع جذاب ربات های فیزیکی برویم. بله درست است در آینده ای نزدیک شما می توانید یک ربات در قالب یک جسم فیزیکی داشته باشید اما اشتباه نکنید آن ربات همانند دیگر گجت های شما (تلفن های هوشمند و…) تنها یک بستر را برای شما فراهم می کند. به عبارتی ساده تر رباتی با سیستم android یا ios خواهید داشت که برای اضافه شدن قابلیت ها همواره باید اپلیکیشن مربوط به آن خدمت را برای ربات خود نصب یا سفارش دهید. آن ربات که از این پس نام آن را mag خطاب می کنم خدمات عجیب و غریبی را نمی تواند به شما ارائه کند و یا مثلا همانند شما گام بردارد و بدود. شما از طریق آن ایمیل خود را چک می کنید. مثلا وقتی ایمیلی برای شما ارسال می شود mag چشمک میزند و یک عبارت را تکرار می کند. البته اگر به اینترنت متصل باشد! mag همچنین یک مکش فروبرنده دارد که میتواند چنانچه زباله ای در زمین است به صورت خودکار جمع آوری کند اما ممکن است آن زباله خودکار شما باشد! mag همچنین می تواند اکثر کاربردهای نرم افزاری یک گجت دارای یک سیستم عامل خاص را برای شما انجام دهد (اب و هوا، تماس صوتی و…)

تمام مطالب بالا را گفتم که در آخر به این نتیجه برسم که قرار نیست در آینده ای نزدیک و حتی نه چندان نزدیک با جوهری مواجه شویم که دارای هوش نسبی باشد بلکه قرار است بستر اجرایی سیستم عامل ها در قالب گجت هایی همانند جسم فیزیکی یک ربات نمود پیدا کنند. گجت هایی با محدودیت های فراوان که وجود آن ها حتما جالب و کاربردی خواهد بود اما بهتر است برای درک واقعیت وجود امثال mag را در قالب تخیلات هالیوودی ترکیب نکنیم.

«نوشته مجتبی گل نوری»

نوشتن دیدگاه