Archive for ژانویه, 2016

مرگ تدریجی یک رویا

anathema-mydream

نوشتن دیدگاه

زندگى من

زندگى به سبك مجتبى يك درامه موزيكاله! تو اين زندگى زمان، مكان، شخص، جامعه و شايد حتى خدا مفهومى نداره. لحظه ها با اندوه بودن ادامه پيدا مى كنن و ذهن پرواز ميكنه در قفس درونى خودش. زندگى به سبك مجتبى يعنى گريه ى بى شرط. يعنى بازيچه نشدن در اين بازى بد. صبر كردن و ادامه دادن. زندگى به سبك مجتبى يعنى راه رفتن در مسيرى كه يقين دارم چيزى جز بى راهه نيست. ترانه اى كه سروده نخواهد شد. يك كوچه ى خلوت، يك كوچه ى خاص چيزى شبيه به باغچه فندوق يا يك چيز خيالى. سكوت در برابر نعره هاى اطرافيان. آرام شدن با دود پيپ با يك نسكافه داغ و چيزى شبيه به رودخانه بى پايان. اكنون من اينجا با كدها كلنجار و در سر به خلق ايده هاى جديد مى انديشم. فيلم مى بينم و به موسيقى روح نواز گوش مى كنم اما احتمالا كمى متفاوت تر از شما. ساعت ١٢ شب است و امكان خوردن صبحانه هم وجود دارد. هر موضوع يك مساله. آرزويى وجود ندارد جز نگاه به يك ساحل دور دست از يك برآمدگى بلند. ساعت ها و ساعت ها. داريم بازى مى كنيم ديگه…

نوشتن دیدگاه

هفتمین سال!

هفتمین سال فعالیت این وبلاگ؛ حرف های زیادی برای نوشتن وجود داره، حرف هایی از جنس دلتنگی، سکوت و همه ی ناگفته ها. حرف هایی از جنس کوچه و خاطرات همیشگی.

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

Comments (2)