Archive for دسامبر, 2015

سکوت بره ها

تمام مسیر را پیاده طی کرد آنجا کسی نبود و سارا دارا را دوست داشت و تمام آنچه نبود در نیستی گم شد من همچنان ادامه به نبودن کردم قبض های پی در پی سمفونی فشار بود صدای او به من نزدیک بود فریاد زد باران آمد همچنان رفتم و تو نبودی نیستی و نخواهی بود آنچنان که دستمال کاغذی در من بود من نبودم گوش بزرگ تر فیل صدا کوچکتر از موش و من همچنان ادامه به نبودن کردم.
د.ک.ک

Advertisements

Comments (1)