Archive for آوریل, 2015

90 درصد صداقت

صبح، گویی همه چیز رنگ دیگری داشت. موسیقی دلنشین و آسمان آبی بود. مادر مهربان و پدر آهسته. سکوت بود و سکوت. گویی همه چیز رنگ دیگری داشت. هوا روشن تر از همیشه بود و من بی باکانه چشم بر آسمان دوخته بودم. نور خورشید چه نوازشگر بود. نه مراحمی، نه مزاحمی. نان سنگک داغ را مهمان شده بودم با موریانه های اطراف. بر دوشم شاپرکی در حال زمزمه ی رودخانه ی بی پایان، و چه گوش نواز زمزمه می کرد. ذهن خالی بود همچون پرده ای سفید بدون ترس از دست دادن پرده اش! خیال اما پرواز می کرد و من لبخند می زدم. یک لبخند ساده. بدون هیچ آرزویی، بدون هیچ رویایی. خبری از شکنجه گرهای همیشگی نبود، گویی هیچ وقت وجود نداشتند. باران شروع به باریدن کرد اما آسمان آفتابی بود. از پشت پنجره به باران بهاری خیره شده بودم که چگونه آرام آرام با صدایش به من پیام آرامش می دهد. می خندیدم و از قطرات باران روی صورتم لذت می بردم… چهره ام را روی انعکاس پنجره دیدم؛ مردی در حال گریستن بود…

Advertisements

نوشتن دیدگاه

Text Slider jQuery+HTML+CSS

امروز یک Text Slider به صورت یک pack قابل استفاده نوشتم که هم یک تمرینی برای من بوده باشه و هم دیگر دوستان در صورت نیاز بتونن ازش استفاده کنن. دانلود از سایت 4shared.com

نوشتن دیدگاه

در هنوز بازه

iLife-94

هوا چهل درجه تب داره، اخبار می گفت آسمون صافه
اما من امشب ابر می سازم، از دود پیپم، عطر نسکافه…

نوشتن دیدگاه