شهر موش ها

سرزمینِ عجایبه این‌جا، دست‌هامو بگیر! «آلیسم»!
خونِ رگ‌هامو وام می‌گیرم تا همه ماجرا رو بنویسم…
سرزمینِ عجایبه این‌جا، باغیه از گلای آدم‌خوار
مردمش تخمه می‌شکنن وقتِ رقصِ محکوم روی چوبه‌ی دار
سگا رو به گلوله می‌بندن، گرگایی که نشسته می‌شاشن
مَردهاش مثلِ کوه ایستادن، روی زن‌ها اسید می‌پاشن!
هیچ‌کسی حق نداره دست بزنه به دماغِ درازِ «پینوکیو»
یا خدای نکرده شک کنه به قصه‌ی ماهی و «پدر ژپتو»
مردمی که با آرزوهاشون غرق می‌شن تو قیمه‌ی نذری
چندهزار سالِ درس می‌گیرن از شکستِ یه دشمنِ فرضی
دیگه فرقی نداره واسه‌ی کسی، مزه‌ی قرصِ نون، با قرصِ برنج
هنوزم می‌شه خوابِ راحت داشت توی عمقِ یه گورِ راحت و دنج
زندگی این‌جا سخته! «آلیسم»! تو صفِ خودفروش‌ها بودن
بینِ حلقه‌به‌گوش‌ها بودن، گربه تو شهرِ موش‌ها بودن
من هنوزم رو زخم‌هام هستم، می‌گم از دخترای زنده به گور
رو این پرچمِ موافقِ باد، می‌مونم مثلِ وصله‌ا‌ی ناجور
تا همیشه بُزِ گَرِ گله‌م، تا ابد یه جذامی‌ام این‌جا
شیشه‌ی شعرو برق می‌ندازم، با غمِ تو نیازمندی‌ها
روی دیوارهای فیس‌بوکِم، چوب‌خط می‌کشه یه زندانی
می‌نویسم ولی – به قول فروغ – با همین دست‌های سیمانی
همه‌ی بغض‌های ناگفته‌م، اشک می‌شن تو چشمای خیسم،
سرزمینِ عجایبه این‌جا، دست‌هامو بگیر «آلیسم»…

۱ دیدگاه »

  1. الی said

    کسی به فکر گل ها نیست
    کسی به فکر ماهی ها نیست
    کسی نمی خواهد
    باورکند که باغچه دارد می میرد …

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: