Archive for نوامبر, 2013

شبانه های فلسفی من

یادت باشد وارد جزئیات شدن یعنی به بمب بست رسیدن؛

همان به که سر بر لاک سطحی خویش بگذاریم و در حقیقت سطحی جهان گمان زندگی کنیم. ما را چه به جزئیات ماهیت زیست یک پشه، وقتی توان تحمل حقیقت نیست.  پس اکنون با آرزوی رسیدن به انتهای خیابان هشتم و حس حسادت به دوستان مسطح، سر بر بالین تنهایی می گذارم و برای 24 ساعت های تئاتر زندگی خویش برنامه ریزی را قی می کنم. باشد که رستگار شویم.

پس یادت باشد؛

آدم های سطحی آدم های خوشحال تری هستن
آدم هایی که به عمق می رسند در حقیقت زندگی غرق می شوند…

Advertisements

Comments (2)

مثل بارون

نوشتن دیدگاه

نازلی

نازلی بهار خنده زد و ارغوان شكفت
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير

دست از گمان بدار
با مرگ نحس پنجه ميفكن
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…

نازلی سخن نگفت؛
سرافراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت…

نازلی سخن بگو
نازلی سخن بگو

مرغ سكوت، جوجه مرگی فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته ست

نازلی سخن نگفت…
چو خورشيد
از تيرگی برآمد و در خون نشست و رفت…

نازلی سخن نگفت
نازلی سخن نگفت…

نازلی ستاره بود
يک دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت…

نازلی سخن نگفت
نازلی بنفشه بود
گل داد و مژده داد:

زمستان شکست و رفت…
زمستان شکست و رفت…

نوشتن دیدگاه