Archive for اکتبر, 2013

کابوس

نگو بهار چی شده، پرنده غمگین…

Comments (1)

زندگی همراه با اصالت لذت یا اصالت رنج؟

 دید هر شخصی نسبت به زندگی میتونه متفاوت باشه. اینکه دلیل ماهیت وجودی انسان تو این کره‌ی خاکی چیست میتونه برای یک شخص جای سوال باشه و برای دیگری اندک اهمیتی هم نداشته باشه. اما خارج از این موارد 24 ساعت های عمرمون همراه با لذت ها و زجرهاست. اینکه یکی از عزیزانمون و از دست میدیم و یا قراره از دست بدیم، اینکه دچار مشکلات اقتصادی میشیم و… میتونه زیر مجموعه زجرهایی باشه که هر شخصی تو زندگی خودش تجربه میکنه. اینکه از خوردن یک غذای خاص لذت میبریم، اینکه با تعامل با نزدیکانمون خوشحال میشیم و… میتونه زیر مجموعه لذت هایی باشه که تو زندگیمون تجربه میکنیم. با تمام این تفاسیر سوالی که میتونه عمومیت داشته باشه اینه که ما اومدیم تو این دنیا که زجر بکشیم و در کنارش خوشی هایی رو هم تجربه کنیم و یا اینکه ایجاد شدیم برای لذت بردن و کمی هم در کنارش زجر کشیدن. پاسخ سریع و بدون تامل به این سوال مهم در اکثر مواقع پاسخ درستی نیست. دکتر هلاکویی تو سخنانشون بارها گفتند که زندگی کردن کار سختیه و انسانها باید سعی کنن تا بتونن زجرهای زندگی رو به نوعی مدیریت کنن تا با ضربات کمتر این مسیر سبز و به پایان برسونن. البته دکتر الهی قمشه ای در دیدگاهی کاملا متضاد با جریان فکری ذکر شده میگن که ما میتونیم از هر شرایطی لذت ببریم و چنانچه شخصی زندگیش خلاف جهت این دیدگاه باشه یعنی دچار بیماری هایی مثل افسردگی و… هست. اما با تمام این تفاسیر و دیدگاه های مختلف به نظر من زندگی کردن نیاز به یک مهارت منحصر به خودش و داره که اگه شخصی این مهارت و بدونه و اونو به کار بگیره میتونه از  اینکه روزی باید این کره‌ی خاکی رو ترک کنه ناراحت باشه و عکس این نظر هم مصداق داره.

Comments (2)

End of Life in Iran

میرسونم به تو نوری از آفتاب
می سازم واسه تو
سایه ای با برگ هام…

حسرت راه رفتن، همیشه با من هست
ریشه هام گرفتن از من، دو پای رفتن رو…

نوشتن دیدگاه