Archive for نوامبر, 2011

بهت نگفتم

بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوست دارم
اینکه چقدر آرزومه پیش چشمات کم نیارم

دلم می خواهد باور کنی از ته دل می خواهم تورو
وقتی میگم بمون، بمون
وقتی میگم نرو، نرو

« روحت شاد ناصر عبدالهی »

 

نوشتن دیدگاه

بهترینها

بهترین جملم سکوت
آخرین حرفم نگاه …

نوشتن دیدگاه

Bestow

Oh my lord
My sins are like the highest mountain

My good deeds are very few
They are like a small pebble

I turn to you
My heart full of shame
My eyes full of tears

نوشتن دیدگاه

ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
« دکتر علی شریعتی »

نوشتن دیدگاه

خانه

هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی
از این زمانه دلم سیر می شود گاهی …

نوشتن دیدگاه

رو درخت با نوک خنجر، زنده باد درخت نوشتیم …

نوشتن دیدگاه

جهان قد یه لالایی توی آغوش من

همیشه از سرمای هوا فراری بودم. کلا حس خوبی نسبت به این موضوع ندارم. مثل همیشه تو شرایط خاصی هستم و گاهی اوقات به این نتیجه میرسم که شرایط عادی وجود خارجی برای هیچ شخصی نداره و این واقعیت خیلی وحشتناکه. گاهی فکر می کنم به جرم ایرانی بودنم باید چنین شرایطی رو تحمل کرد اما با فکر بیشتر میبینم که جاهای دیگه ممکن وضعیت کلی مناسب باشه اما همین آش و همین کاسه ست. به هر حال از شرایطی که توش قرار دارم به هیچ عنوان ناراحت نیستم اما دلم آرامش می خواهد. یک آرامش عمیق و مدام با خودم میگم که بعد از فلان موضوع به اون چیزی که می خواهی میرسی اما میبینم که اینطورا هم نیست.

در مورد خودم به این نتیجه رسیدم که اگه دچار مشغله ی فکری بشم به روند عادی و تلاش برای آینده ای بهتر و رسیدن به اهداف نمی تونم ادامه بدم و یا دست کم خوب نمی تونم ادامه بدم. تمام هدفهایی که دارم برام مقدس و ارزشمند هستن دلیل اون هم اینه که من خودم و وابسته به این اهداف می دونم به هر حال برای رسیدن بهشون تلاش می کنم و روزی که از تلاش دست بردارم اون روز مجتبایی وجود نداره.

امیدوارم درگیر مسائل زرد زندگی نشم و راه سبز و دنبال کنم راهی که حتی اگه پایان مسیر نباشه، حتی اگه با وجود تمام تلاشها به میانش هم نرسم برای من ارزشمند است.

نوشتن دیدگاه

Older Posts »