از همیشه تا همیشه

دو تا چشم بی تکلف
یه صدای خشک زخمی
یه نگاه بی ستاره
دو تا دست پینه بسته
دو تا پای خرد و خسته که دیگه رمق نداره …
از سر صبح تا دل شب میپیچه صدای بارون تو گوش کر خیابون
توی گرما، زیر آفتاب، توی سرما، زیر بارون، سر چهارراه، دور میدون

می خواهم از شما بخونم شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها از همیشه تا همیشه
دستاتون و هدیه کردین به نگاه سرد ماها …

«روحت شاد ناصر عبدالهی عزیز»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s