Archive for ژوئن, 2011

خوابش و داشتم می دیدم …

صدام نکن، صدام نکن، خوابش و داشتم می دیدم. کاشکی دوباره پلکام و رو هم میذاشتم می دیدم … صدام نکن که آدما تو خوابا مهربون ترن فقط تو قاب عکساشون، قشنگ ترن، جوان ترن … صدام نکن که خواب من حتی کبود اگر باشه می خواهم بمونه برا من، می خواهم برام پـــــــــــــــــــــدر باشه …

صدام نکن، صدام نکن، خوابش و داشتم می دیدم. کاشکی دوباره پلکام و رو هم میذاشتم می دیدم …
پدرم دوستت دارم …

Advertisements

نوشتن دیدگاه

طلا و مس

دیشب فیلم طلا و مس رو دیدم. اولش فکر می کردم که باید دارای موضوعی تکراری باشه و میل چندانی به دیدن ادامه ی فیلم نداشتم. اما وقتی فیلم منو با خودش برد به موضوع اصلیش فهمیدم که با یک موضوع تکراری مواجه نیستم و طلا و مس یک فیلم منحصر به فرد هستش. خلاصه اگه بخواهم نظر خودم و درباره ی این فیلم بگم، می تونم بگم دارای دو موضوع اصلی بود: 1-عشق 2-معرفت (از دیدگاه فلسفی) البته جنبه ی حماسی هم نداشت که بخواهیم بگیم این عشقا وجود خارجی نداره و … واقعا در این فیلم معنای واقعی عشق و معرفت رو درک کردم که هیچ کدوم از این موارد یک طرفه نبود. به هر حال با نگاهی به زندگی اطرافیان به این نکته میرسم که هیچ چیزی از عشق و معرفت نفهمیدن. نمی خواهم جمله ی پایانی افلاطون برام مصداق پیدا کنه «خیر دانا مردن و افسوس نادان زیستن» امیدوارم من تو دسته ی زردها نباشم!

نوشتن دیدگاه

هزار و یک شب من

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم؛
دنبال یک تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه
دستای عاشق من،  لبریز التماسه …

نوشتن دیدگاه

یک مشکل بزرگ برای طراحان وب سایت

یکی از بزرگترین مشکلات برنامه نویسان و طراحان وب سایت اینه که نمی تونن به اکثر مشتری ها جریان و بفهمونن و مشتری هم همش  احساس میکنه که نباید سرش کلاه بره و خلاصه ثبت قرارداد مخصوصا برای افرادی که به صورت پروژه ای فعالیت میکنن و همچنین تحمل مشتری بسیار عذاب آوره. خلاصه اینکه تا روزی که برای خودمون یه شرکت بزنیم باید برای $ هم شده مشتری های عزیز و تحمل کنیم.

نوشتن دیدگاه

هرچی آرزوی خوبه مال من …

روزها و شبهای پر اضطرابی رو سپری می کنم. برنامه ها، درس، آینده، کار و … انگار همه چیز پیچیده شده و من تو دوران حساس و سختی هستم. از دوران کودکی به هر موضوعی که فکر می کردم به شکل عجیبی بهش دست پیدا می کردم. یه جورایی اگه از یک موضوعی خوشم بیاد انگار مغزم روش قفل میکنه و بهش میرسه.  به جهان هستی و محیط پیرامون نگاهی خاص دارم و احساس می کنم که میفهمم ماهیت انسان و زندگی چیه با اینکه شاید فهمیدنم از روی نفهمی باشه اما همین نفهم بودن برای من یه فهمه. اینا رو گفتم که به اینجا برسم و بگم که تو دفتر اهدافم چندتا هدف مهم و سرنوشت ساز دارم و تا روزی که به این اهداف دست پیدا نکنم و یا تو مسیر رسیدن بهشون حرکت نکنم حرفی از خستگی و بیهودگی نمیزنم. این اهداف شب و روز منو پر کرده و چشم منو به تمام زیبایی های اطرافم کور کرده. اهدافی که من دارم ممکنه در اکثر موارد اقتصادی باشه اما منطقیه. ممکن دفتر اهدافم حقیر و بی ارزش به نظر برسه اما برای من یعنی دلیل زندگی کردنم.

نوشتن دیدگاه

هیچی Flash نمیشه!

بسیاری از کاربران با نرم افزار Flash آشنا هستن و یا دست کم اسمش و شنیدن. در اکثر مواقع دلیل این آشنا بودن بر می گرده به نرم افزارهای جانبی و همچنین تعدد نرم افزارهایی که با Flash Player اجرا می شوند. اما در مجموع من به عنوان کسی که مدت زیادی میشه که با این نرم افزار کار می کنم و پروژه های متعددی رو باهاش طراحی و پیاده سازی کردم می تونم بگم واقعا محیط کاربری و سبک برنامه نویسی روی اشیاء به نحوی معماری شده که نمیشه مثلا شخصی طراح وب سایت باشه و کار با این نرم افزار رو تا حدی هم شده بلد نباشه و یا … در مجموع در دو ترم گذشته یک درس 3 واحدی در دانشگاه داشتیم به اسم «محیطهای چند رسانه ای» در این درس با زبان برنامه نویسی Action Script 3.0 آشنا شدیم. که واقعا می تونم بگم نسبت به نسخه 2.0 پیشرفت بسیاری کرده.

نوشتن دیدگاه