Archive for آوریل, 2011

اگه باز بارون بباره …

اگه باز بارون بباره …

نوشتن دیدگاه

پیدا کن مرا …

پیدا کن مرا، شاید اشنا باشم با تو
پیدا کن مرا …

آشنا کن مرا، با قلب مهربونت
بیدار کن مرا …

پیدا کن مرا، شاید اشنا باشم با تو
پیدا کن مرا …

تو این شب رویایی برای با تو بودن
بیا با من یکی شو، اولین و آخرینم

می خواهم از تو بخونم، می خواهم با تو بمونم
بیا قلبم و احساس کن …

پیدا کن مرا …

نوشتن دیدگاه

Way Life

وقتی تو اجتماع در بین آدمهای گوناگون با عقاید و سطوح علمی و اقتصادی مختلف حضور دارم  تنها به این نتیجه میرسم که همه و همه در زندگی تنها به دنبال یک لغت پنج حرفی هستن یعنی «آرامش» اما همه نمیتونن به واقعیت این لغت پی ببرن. فکر کردن در مورد این لغت پنج حرفی کار ساده ای  به نظر میرسه. مثلا وقتی از آقای X می پرسی چه موقعی به آرامش میرسی تو زندگیت میگه وقتی فلان ماشین و بخرم و یا به فلان موقعیت شغلی دست پیدا کنم و یا به فلان مدل گوشی موبایل! اما به نظر من هنگامی که ما به درک درستی از زندگی، جهان هستی و وسایل و زمینه هایی که در خدمت ما هستن به درستی پی ببریم به این نکته میرسیم که من می تونم بجای خرید یک گوشی موبایل 1 میلیون تومانی که از اکثر امکاناتی که داره تو این کشور نمیشه استفاده کرد، می تونم با یک گوشی 200 هزار تومانی به سادگی به تمام مقصودم برسم. منظورم از ذکر این مثال این بود که وقتی که ما بفهمیم که از زندگی چی می خواهیم و راه زندگیمون و مشخص کنیم، حتی اگه کمی دیر هم  برسیم اما میرسیم.

نوشتن دیدگاه

پوچ

و گاهی اوقات واقعا به این نتیجه میرسم که با زندگی کردنم تو این کشور تنها دارم عمرم و به پایان میرسونم!

نوشتن دیدگاه