شهر من – آخرین نوشته ی سال 1389

هنوزم شهر من زیباست ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده، هنوز محجور و سر خوردست
هنوزم بوی خون میده، هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو به ماهی ها نشون میده …
هنوز آواز می خونن تموم مردهای اون شهر
واسه زخم های بی مرحم برای نخل های بی سر

با اینکه دورم از شهرم
با اینکه آخر خطم
با اینکه شهر ویرونست؛
هنوزم عاشق شهرم …

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: