جامعه ي مريض

در جامعه اي زندگي مي كنيم كه اكثريت غريب به اتفاق مردمي كه توش زندگي مي كنن داراي مشكلات روحي و رواني هستن. وسعت اين مشكلات به زمينه هاي مختلفي بر مي گرده از جمله: مشكلات جنسي، مشكلات خانوادگي، مشكلات شخصيتي و … كه همه ي اينها موجب ميشن تا رفتارهاي متقابل با ديگران تحت تاثير همين مشكلات قرار بگيره. مثلا آدمي به اسم X در رفتار متقابل با آدمي به اسم Y خواسته يا ناخواسته مشكلات زمينه اي خودش و نشون ميده. اگه اين عمل به خواسته ي فرد انجام بشه نشون ميده كه اون شخص داراي ساديسم روحي و شخصيتي هستش. كم و بيش تمام مردم از مشكلات روحي و رواني بر خوردار هستن اما فقط عده ي معدودي هستن كه مي تونن در تعامل با ديگران اين مشكلات را به شكل ساديسم گونه اي بروز ندن. حال فرض كنيم Y انساني هستش كه سعي ميكنه عقده ها و مشكلات درونيش و در رابطه با ديگران كنار بذاره و سعي كنه كه طبق رابطه اي سالم زندگي كنه. تو اين ميون بايد در نظر داشته باشيم كه در تمام روابط اكثريت افراد ناسالم هستن و اگه بخواهيم تحت تاثير روحي و رواني رفتارهاي اونا باشيم خيلي آزار ميبينيم. به نظرتون بهتر نيست رفتارهاي ناسالم و در صورت اجبار به تحملشون دايورت كنيم و اندك رفتارهاي سالم و جذب كنيم؟

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: