Archive for ژوئن, 2010

ساعت 10 شب رستوران شقايق

با چندتا از بچه ها رفتيم تا شام و بيرون بخوريم. حوصله نداشتيم اما رفتيم. تو ماشين سرم و گذاشتم رو دست محسن و به آسمون نگاه مي كردم. رستوران شقايق؛ جاي خوبي به نظر ميرسه. كمي منتظر بوديم تا غذامون و بيارن. بچه ها داشتن ميخنديدن. از پشت شيشه داشتم بيرون و نگاه مي كردم. يه پسر كم سن و سالي داشت كنار جوب بلال مي فروخت … غذامون و آوردن. يه سيني از آقاي خدمتكار گرفتم. غذام و گذاشتم تو سيني. رفتم پيش پسرك بلال فروش. لبخندي زدم و گفتم آقا كوچولو اين اضافي اومد، براي شما آوردم. يكم خنديد و سيني غذا رو از دستم گرفت. رفتم تو رستوران. محسن پيشونيم و بوسيد و گفت ديوانه ي همين كاراتم. رضا گفت دوباره غذا سفارش بديم اما محسن گفت منو مجتبي مي خواهيم امروز كنار هم غذا بخوريم. جاتون خالي خيلي چسبيد. ساعت 10 شب رستوران شقايق يكي از بهترين شبهاي من. حالا تو شمارش ثانيه هام …

Advertisements

Comments (4)

قدرتمندترين سرويس وبلاگ نويسي در غربت!

قبل از فيلتر شدن سرويس وردپرس اين وبلاگ تقريبا روزي بين 10 الي 15 نفر بازديد كننده داشت. (بدون محاسبه ي كاربران لينك شده) اما پس از فيلتر شدن سرويس مركزي بازديد كاربران از اين وبلاگ به 1 الي 3 نفر در روز رسيده است و اين نشان از تاثير زياد فيلتر شدن يك سايت يا وبلاگ در روند آمار بازديد آن دارد.


نموداري را كه ملاحظه مي كنيد متعلق است به وبلاگ من (خاطرات دوران دانشجويي مجتبي) با اندكي دقت به اين نكته پي مي بريم كه كمترين درصد فراواني بازديد كاربران متعلق است به زمان فيلتر شدن سرويس وردپرس. اما به هر حال امكان ندارد به سرويس هاي مضحك وطني بازگردم.

نوشتن دیدگاه

من مرد تنهاي شبم

دلم مي خواهد فرسنگها از اينجا دور باشم، نه مزاحمي نه مراحمي.
اين خانه زيباست اما خانه ي من نيست …

نوشتن دیدگاه

وردپرس دات کام فيلتر شد!

ظهر روز يکشنبه 23 خرداد قدرتمندترين سرويس وبلاگ نويسي جهان و وبلاگ هاي زير مجموعه ي آن در اقدامي خارق العاده در ايران اسلامي فيلتر شد!
وبلاگ من هم مثل تمامي وبلاگ هاي زير مجموعه ي سرويس وردپرس فيلتر شد. واقعا خيلي جالبه که حتي از سرويس هاي آزاد اينترنتي هم … از سرويسهايي که حريم خصوصي کاربرانُ حفظ مي کنن و سرشار از آزادي بيان هستن … هميشه سعي کردم تا از ترس فيلتر شدن در وبلاگم از کلمه هاي محرک در زمينه سياست و سکس استفاده نکنم اما باز هم فيلتر شديم، کلا!
تو اين پست مي خواهم اعلام کنم با اينکه فيلتر شديم اما نوشتن تو اين وبلاگ و ادامه ميدم و به هيچ عنوان به سرويسهاي وابسته ي وطني بر نمي گردم.

نوشتن دیدگاه

مادر امیر هم رفت …

مادر امیر نزدیک اذان صبح امروز رفت پیش خدا. امیر گریه می کرد. داداشی گریه نکن مادرت بعد از این همه زجر بالاخره به خونه رسید. تولدت مبارک خاله فاطمه.

Comments (4)

تموم جاده بارونه …

تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم، برای دیدنت امشب تمام سال بیدارم …
تموم جاده بارونه …

Comments (2)

زندگی به سبک ایرانی!

صبح بلند شدی و خیلی امیدوار (با توجه به کتابهای روانشناسی) نیشت و تا بناگوش باز کردی که یه جوری ابراز کنی که چقدر زندگی زیباست. میری جلوی پنجره تا به خورشید خانوم سلام کنی و نسیم زیبای بهاری رو استشمام کنی اما از بد اتفاق پس از باز کردن پنجره میبینی ساکنان ساختمان مجاور زل زدن تو چشمات و یه جورایی داشتن خونت و دید میزدن! البته هوا هم خیلی خوبه فقط یکم طوفان کارائیب و کمی هم گرد و غبار عراق و کویت و امارات و از طرف دیگه  صدای بوق و بوی گند و کثافت باعث میشه که خیلی محترمانه همراه با لبخند پنجره رو ببندی. میری WC (گلاب به روتون) میبینی یه سوسک چشم تو چشم شده باهات، نمی دونی چیکار کنی، انگار هم سوسک و هم تو منتظرید طرف مقابل یک حرکتی انجام بده، به یکباره سوسکه یه حرکت انتحاری میکنه میاد به سمتت بعد تو که حسابی چورتت پاره شده با دمپایی میزنی تو سرش و گند و کثافتش همه جا پخش میشه! خلاصه همراه با اینکه به زور و بر حسب دستور کتب روانشناسی (قورباغه رو زود قورت بده و …) داری لبخند میزنی از WC کردن منصرف میشی. لباست و خوشگل و تمیز می پوشی و میری به سمت ایستگاه اتوبوس تا از حمل و نقل عمومی استفاده کنی. چه جمعیت باور نکردنی..! آقا جون مادرت دستت و از تو جیبم بردار، هیچی تو پول کیفم نیست! آقا تو رو خدا هول نده، آقا لطفا صورتت و از جلوی دماغم (بینی) یکم اونوتر ببر، به هر حال بوی گند عرق و … باعث میشه که در حالی که قرمز کردی و کفشهات از رنگ مشکی به سفید تغییر رنگ دادن بری به سمت دانشگاه. وقتی وارد محیط علمی دانشگاه میشی اولین صحنه ای که میبینی اینه که یه دختر، پسر صورتشون و یه گوشه ای (مخفیانه) چسبوندن به هم و خلاصه (سانسور)، حس دانشگاه نیست، بر گردیم خونه بهتره. در مسیر برگشت شانس بیاری بخاطر حرکت آزادانه در معابر تهران نکننت تو گونی و نبرنت کهریزک! خلاصه واقعا زندگی جالبیه، زندگی به سبک ایرانی!

Comments (4)

Older Posts »