یه پارک پر از سکوت

برق اتاق و روشن نکردم. در اتاق و بستم. رو تختم دراز کشیدم. صدای زنگ گوشی، پتو رو کشیدم رو صورتم. مامان گوشی رو برداشت. مجتبی امیر زنگ زده کارت داره. سریع بلند شدم. سلام. چه خبر داداشی. صدای گریه ی امیر. مجتبی سر کوچتونم لباس بپوش بیا. سر کوچه امیر تو ماشین نشسته، سرش رو فرمونه. بوسیدمش. بدون هیچ حرفی جلوی پارک جوان وایسادیم. امیر حسابی بارونی بود. چرخ عقب ماشین رفت تو جوب. چندتا از همون جوانهایی که به دیده ی حیوان نگاهشون میکنن بدون هیچ در خواستی اومدن کمکمون کردن. دمتون گرم. حوصله ی قدم زدن هم نداریم. یه گوشه ی خلوت پارک نشستیم، همونجایی که هیچ نوری وجود نداشت. امیر و بغل کردم، یکم گریه کرد. گفت مادرش پس از هشت ماه جواب کردن. دیگه شیمی درمانی جواب نمیده، داریم برق میدیم. خیره شدیم به مردم روبرو. سکوت … سکوت … شونه هاش و فشار دادم. امیر امشب داشت از غصه … امیر گریه نکن. بلند شدیم رفتیم به سمت ماشین. هیچ حرفی نزدیم. سر کوچمون، حسابی خسته ایم، مثل همیشه دعا کردیم که به خونه برسیم، خسته شدیم از هر چی … یه موز بهم داد گفت از خونه واست آوردم. یه سی دی بهش دادم، گفتم از خونه برات آوردم. کنار خیابون. رفیق من سننگ صبور غمهام … آره محسن چاوشی … بوسیدمش. پیاده شدم نگاهش کردم، نگاهم کرد. بازم همون خیابون تکراری. از وسط راه میرم. فاصله تا خونه زیاد شده چقدر … دارم بالا میارم … خیابون خلوت … خودم و رسوندم خونه. موز و گذاشتم رو میز. دارم نگاهش میکنم …

2 دیدگاه »

  1. لیا said

    تمام این روزها برای من و خانوادم هم گذشته چون دائیم پارسال سرطان گرفت میدونی سرطانش به خاطر چیه ؟ به خاطر اینکه یه زمانی برای این کشور جنگید و شیمیایی شد به خاطر اینکه تمام 8 سال جنگو تو جبهه بود . الان هم داره یه چشمشو از دست میده 70 درصد قرنیش و 40 درصد ریه اش شیمیایی شدن و هنوز هم حاضر نیست بگه که جانبازه و هنوز هم از ارزشهاش دست برنداشته …
    موهاش ریختن ، رنگش زرد زرد و چقدر زندگی دردناک شده …
    خیلی درد میکشه . هیچ کس حتی من هم حالشو درک نمی کنه …
    نگرانی تو چشاش موج میزنه تو چشای شاد ترین دایی دنیا ، استقلالی ترین دایی دنیا …

  2. ishalah zood khob beshe
    be yade dialoge film baghhaye kondeloos oftadam ke migoft : madarha har vaght bemiran zoode . . .

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: