زخم

یه جایی خوندم برای اینکه واقعیت رو از کسی بشنوی بهتره عصبانیش کنی
اونقدر عصبانی که قبل از اینکه فکر کنه شروع به حرف زدن کنه…

نوشتن دیدگاه

نوشتن دیدگاه

نرم افزار مدیریت فروش مغازه ها

خب، داستان از اونجایی شروع شد که ایده توسعه نرم افزار مدیریتی کوچیک برای مغازه ها تو ذهنم شکل گرفت. نمونه های مشابه زیادی وجود داشت اما دلیل من چی بود؟ خیلی از نرم افزارهایی که وجود داشتن کار کردن باهاشون خیلی مشکل و سرشار از پیچیدگی بود و در واقعیت اکثر کسایی که تو کسب و کار آزاد فعالیت میکنن نه سوادش و داشتن و نه حوصلش رو. حتی میشه گفت اون همه امکانات در اکثر مواقع به دردشون هم نمی خورد. دخل گستر رو به عنوان اسمش انتخاب کردم. جمله سادگی در نصب و کاربرد در استفاده رو به عنوان شعارش نوشتم. دو بار تحت دو چارچوب مختلف از لحاظ معماری توسعش دادم. چارچوب دوم رو انتخاب کردم و نتیجه ی اون شد نرم افزاری که بتونه نیازهای عمومی یک مغازه رو به شکلی ساده مرتفع کنه. نرم افزار دخل گستر به درد همه ی اون مغازه هایی می خوره که بخوان یه جنسی توش بفروشن. اساس کار نرم افزار دخل گستر بر پایه اجناسه و به درد خدمات نمی خوره.

همین حالا نرم افزار دخل گستر رو از این لینک دانلود کن
سایت نرم افزار دخل گستر (www.dakhlgostar.ir)

نوشتن دیدگاه

راز

این روزها که از هر طرف خبر مرگ می شنوم و از سرنوشت زیستی خود نیز حتی برای چند روز نا آگاهم، بیش از پیش به ماهیت وجودی انسان پی می برم. چقدر غم انگیز است خواستن برای خواستن دوباره، چقدر غم انگیز است خندیدن برای گریه ای دوباره، چقدر غم انگیز است جنگیدن برای جنگی دوباره و همه ی آنها برای هیچ. مگر می شود این میزان از اخبار مرگ و میر را شنید و به سادگی از آن گذشت؟ اشخاصی خود برای خود هزاران صنم و یاسمن بودند، اکنون زیر خاکند. می دانی دلم می خواهد صوفی شوم و بروم با اینکه همین فکر نیز جزء افکار درون ریزی شده برنامه نویس اصلی است. می گویند تا فرصت هست می بایست استفاده کنیم. استفاده کنیم و از زیبایی های جهان هستی لذت ببریم. بی شک این حرف صحیح است و جهان هستی با زیبایی هایی نیز همراه است، همچون خوردن همبرگری زیر دندان با اینکه می دانی حاصل بریده شدن سر و سلاخی شدن یک گاو شاید با نقش یک مادر است اما خب، خوشمزه است. می دانی رفیق با تمام نقش ها و خرده اتفاقات پیرامون باید برویم و این رفتن از اختیار ما خارج است. این مفهوم ساده اما درک حقیقی آن مشکل است. این خانه، ماشین، خودرو، اندکی دلار زیر فرش و تعدادی سکه پشت کمد، هیچکدام برای ما نیست، حتی لباس تنمان رفیق. ما صاحب هیچ چیز و هیچکس نیستیم. ما صاحب خویش نیز نیستیم اما شاید صاحبی داشته باشیم که اگر نداشته باشیم به عمق این تراژدی افزوده خواهد شد. دست کم با وجود صاحب ملعبه ی برنامه های یک ماهیت هستیم که اگر چنین نباشد چه تمسخر آمیز شمشیر کشیدیم و جنگیدیم.

دلم تا عشق باز آمد، در او جز غم نمی بینم
دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمی بینم
مرا رازیست اندر دل، به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز، چون محرم نمی بینم

نوشتن دیدگاه

شاد باش سال جدید میلادی

نوشتن دیدگاه

برنامه نویس بشم؟ نرم افزار بخونم؟

خیلی اوقات در بین اطرافیان و آشنایان از من سوالاتی تو زمینه رشته مهندسی نرم افزار و برنامه نویسی میشه که واقعا نمی دونم در جوابشون چی بگم. تو این پست می خوام کمی در این مورد صحبت کنم. از من می پرسیدن تو رشته نرم افزار کار هست؟ می گفتم بله. از من می پرسیدن ما می خوایم تو رشته ای فعالیت کنیم که بتونیم توش ایده پردازی کنیم و یک چیزی رو خلق کنیم مگه اینطور نیست؟ می گفتم بله همینطوره و… اما به عنوان شخصی که تو این رشته تحصیل کرده و بیشتر از 10 ساله که تو این زمینه داره فعالیت میکنه می تونم بگم چیزهایی هست که نمی دانید.

اکثر برنامه نویس ها به عنوان توسعه دهنده ماکزیمم می تونن تا سن 32 تا 35 سالگی فعالیت کنن و بعدش کشش این کار رو ندارن بعد از این سن باید تو زمینه مدیریت پروژه و موارد این چنینی فعالیت کنن که خیلی شرایطش تو ایران مشخص نیست. خیلی هاشون مثل من با دیسک گردن و کمر مواجه میشن، خیلی هاشون به چشماشون آسیب وارد میشه. خیلی هاشون آرتروز مچ دست می گیرن. رشته ای رو تصور کنید که روز به روز داره به تکنولوژی هاش اضافه میشه و شما تا کی می تونی یک زبان جدید یاد بگیری؟ کار بسیار مشکلی هست. و اگر نخوای آپدیت بشی از چرخه توسعه به سرعت حذف میشی. از لحاظ بعد اجتماعی هم خیلی ها هنوز دید درستی به این رشته ندارن و شما رو تنها یک مهندس کامپیوتر می دونن که کامپیوتر بلدی و هیچ فرقی بین شما و یک مهندس کشاورزی در دید عموم نیست. از لحاظ ذهنی بعد از سالها فعالیت ذهن دچار تغییراتی میشه؛ مثلا همه چیز رو خارج از جنبه شعار گونه به صورت فلوچارتی و الگوریتمی میبینی که در حالت کلی خوبه اما اگه دنیای اطرافتون با دنیای خط کشی شده ذهنیتون یکی نباشه چی میشه؟ آیا تفکر الگوریتمی به درد کشوری که الگوریتم زندگی توش هیئتیه میخوره؟ اونور آب مارکت این رشته جهانیه اما تو ایران اینطور نیست. اونور آب برنامه نویس ها رو یه جورایی نخبه می دونن و حقوقی که نسبت به کارشون میدن بسیار متفاوته با اینجا.

برنامه نویس بشید و نرم افزار بخونید اگر آشنایی دارید توی شرکت دولتی یا یه چیزی تو این مایه ها که سایتشون و بدن دستتون و راحت فعالیت کنید. حتما برنامه نویس بشید اگر می خواید از ایران برید در غیر این صورت به شما پیشنهاد می کنم کمی بیشتر فکر کنید.

مجتبی گل نوری

Comments (2)

به زور از خوشی مُردم

images

 

چنین چنین من هستم خراسانی
که باشم خر ثانی
نشد خویم انسانی
به زور از خوشی مُردم…

نوشتن دیدگاه

Older Posts »